استرس تکنولوژی با افراط در استفاده اینترنت

استرس تکنولوژی با افراط در استفاده اینترنت

هر که بامش بیش، برفش بیشتر! بله درست است، اما امروز چنان برف سنگینی از عکس و استوری و مِنشن و تبلیغ و توییت بر سرمان می‌بارد که بعید نیست در چشم‌بر‌هم‌زدنی، زیر بهمن گرفتار شویم. سؤال اساسی این است که آیا شبکه‌های اجتماعی، برف زیبا بر سرمان می‌ریزند تا لذت ببریم یا هدف‌شان این است که تا گردن در برف فرو برویم؟

استوری برای قبیله

اجداد ما وقتی از غار بیرون می‌آمدند تا دور آتش بنشینند و با هم گپ بزنند، وسیله‌ای نبود که عکس آتش و گوزن شقه‌شده‌ای را که روی آن می‌چرخد، برای قبیله‌های دیگر استوری کنند و هم‌قبیله‌ای‌ها را مِنشن کنند. با هم غذا می‌خوردند، آواز می‌خواندند و از طلسم‌ها حرف می‌زدند. اما امروز پیتزا قبل از آنکه خورده شود، عکسش در اینستاگرام منتشر می‌شود؛ به نظر می‌رسد که غذا چیزی برای سیر کردن نیست و فرصتی است برای پُزدادن!

شبکه‌های اجتماعی فضایی را فراهم کرده‌اند که ما بتوانیم لحظه‌به‌لحظۀ زندگی‌مان را در پیشِ چشم دیگران قرار دهیم. اگر اجداد ما بعد از شکار شیر خسته می‌شدند به خواب می‌رفتند، ما در رختخواب شروع به گشت‌وگذار و پرسه‌زدن در اینستاگرام و توییتر و فیس‌بوک می‌کنیم. انگار هر لحظه باید چک کنیم که از مسابقۀ زندگی عقب نمانیم.  

مسابقۀ بی‌انتها

مسابقه‌ها قانون دارند و بعد از مدتی به پایان می‌رسند، اما مسابقه‌ای که شبکه‌های اجتماعی در زندگی ما به‌راه انداخته‌اند نه قانون دارند و نه قرار است به این زودی‌ها به‌پایان برسند. شما هر چه بیشتر در آن‌ها وقت بگذرانید، پاداش بیشتری نصیب‌تان می‌شود؛ مثلاً اینکه باعث می‌شود روزبه‌روز بر فالورهای‌تان افزوده شود. خب! کسی پیدا نمی‌شود سؤال کند: «چقدر فالور داشته باشم خوب است؟» یا «آخر بازیِ جمع‌کردن فالور کجاست؟». چون کسی نیست که به این سؤال‌ها پاسخ دهد، پدیدۀ جدیدی به اسم «تکنو استرس» دودستی، یقۀ ما را چسبیده است.

بیماری مدرن

تکنو استرس یعنی وضعیتی که ما نمی‌توانیم خودمان را با بمباران داده‌ها و اطلاعاتی که از سمت تکنولوژی بر سرمان می‌ریزند، تطبیق دهیم. به عبارت دیگر، وقتی پنج شیر در جنگل ما را احاطه کرده‌اند قطعاً خشک‌مان می‌زند و چون توانایی مقابله با آن‌ها را نداریم دچار «استرس» می‌شویم. امروزه نیز اخبار، نوتیفیکیشن‌ها، تبلیغات، موبایل‌های هوشمند، کامپیوترها و نرم‌افزارهای پیام‌رسان، چنان بر سرمان آوار شده‌اند که ظرفیت ما برای تحمل آن‌ها بسیار پایین است. اینستاگرام، توییتر،‌ فیس‌بوک و غیره نیز به عنوان شبکه‌های اجتماعی ما را دچار بیماری مدرنِ «استرس ناشی از تکنولوژی»  یا تکنو استرس کرده‌اند.

همه چیز عادت است و بس

– دینگ! (Samira liked your post)

– گوشی را بر می‌دارید

– خوشحال می‌شوید که عکس شما را در کافه، لایک کرده است.

همین! شما در حلقۀ (شاید بهتر است بگوییم تلۀ) عادت گیر افتادید:

 «نشانه» (دینگ)، «کار» (برداشتن گوشی) و «جایزه» (خوشحالی ناشی از لایک شدن) مکانیزم‌هایی هستند که توسط صاحبان شبکه‌های اجتماعی طراحی می‌شوند تا شما لحظه‌ای گوشی موبایل‌تان را رها نکنید و این یعنی اعتیاد در بلندمدت. شبکه‌های اجتماعی با وعدۀ پاداش‌ها، شما را مدام به حلقۀ عادت دعوت می‌کنند تا پولی به جیب بزنند. بله درست متوجه شده‌اید، ما را معتاد می‌کنند.

پاداش نهایی استرس است

ما معتاد پاداش‌ها می‌شویم، مدام به سمت‌شان می‌رویم و به هر دینگی پاسخ می‌دهیم. غافل از اینکه بامِ ذهن ما ظرفیت محدودی دارد و ممکن است پاداش نهاییِ زندگی کردن در شبکه‌های اجتماعی نه برف‌های زیبا، که بهمنِ استرس باشد؛ استرسِ بازی کردن در مسابقه‌ای بی‌انتها.​

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *